بایگانی برچسب‌ها : دانلود فیلم ایرانی

نقد و تحلیل فیلم دیدنی خداحافظی زیاد

دانلود فیلم ایرانی

کارگردان : فرزاد موتمن

بازیگـران : سعید آقاخانی, ساره بیات, نادر فلاح

خلاصه جریان : خداحافظی زیاد دوستانه ‌ای در محیط کارگری صنعتی‌‌ است، وماجرای مردی‌ را روایت می‌کند که از اتهام یک قتل جنجالی تبرئه شده، ولی جامعه اطرافیانش هنوز به عنوان مجرم نگاهش می‌کنند. مرد که درگیر یک رابطه عاطفیست، برای تداوم عشق و زندگی می بایست بر این بحران غلبه نماید .

منتقد: روزبه جعفری

خداحافظی زیاد فیلم دیدنی ی است دوستانه در بستر روایتی که بین رئالیسم خیال پردازی حرکت کرده ، و مدام می خواهد علارناراحتی ظاهر آرامش، بازیگوشی نماید . فیلم جالب ی است که در دل رئال ترین لحظات، می خواهد خیال را چاشنی زندگی کاراکترش نماید با او نوستالژی قدیم را بخورد. به همین دلیل است که جهان یش را آشکارا تهی از وقت و محل می نماید . شروع فیلم دیدنی با ورود کاراکتر اصلی به کارگاه ریسندگی شروع می شود. ورودی که از همان ابتدا دارای تهدید است. تضادی که بین او جامعه اطرافش وجود دارد را به رخ می کشد . فرد آقاخانی در فیلم زیبا متهم به قتل همسرش است. پس ما با کاراکتری رو به رو هستیم که از دو جهت دچار چالش است. از یک طرف با جامعه خود بر سر تهمت قتل همسر درگیر است، از طرفی دیگر دچار نوعی درگیری داخلی است که در قالب تجسم همسر نمود پیدا کرده است. فیلم جذاب آشکارا بر روی این دو چالش، را استوار می نماید ، بدون گفتن داستان، صرفا این دو چالش را به شکلی عرضی امتداد می دهد. از حرکت طولی در راستای درام پرهیز کرده و ابهامی هم که در مورد نحوه مردن زن وجود دارد را به یک سوم پایانی منتقل می نماید تا اولا حس مرموز بودن به روایتش ببخشد. و دوما خلا داستان نگفتن خود را با نگه داشتن کنجکاوی تماشاگر تا انتها جبران نماید . چنین روایتی به شدت مبتنی است بر فرد پردازی، و جزئیاتی که باید روابط را ساخته، رفته رفته بر عمق آن ها بپردازند. اما فیلم جالب درست از همین نواحی ضربه می خورد. کاراکتر سعید آقاخانی فرد ی است مرموز. ولی مرموز بودن تفاوت دارد با اظلاعات ندادن فقر اطلاعاتی تماشاگر. در مواجهه او با چالش اولش-تضاد با جامعه- ما صرفا در چندین نوبت کتک میل کردن های متوالی بین او افراد مختلف را می بینیم.در ابتدا گویا با مردی مواجهه هستیم که همسو با قاب های کلاسیک فیلم جالب ساز، در شمایلی وسترن وار به دنبال احقاق حقوق خود است. می خواهد خود را در درجه اول به خود، و در درجه دوم به اجتماع به اثبات برساند. اما ما در نهایت کاراکتری را می بینیم که مدام کتک میخورد و واکنش او در مساوی این کتک میل کردن ها صرفا انفعال است نه دفاع از خود و شرافتش. او از خود دفاعی نمی نماید زیرا فیلـم ساز نسبت به او مطمئن نیست. و شاید در ته دلش در میزان سن های ضعیفی که جهت دعواها می بندد، از کتک میل کردن او راضی است! ولی این امر در تضاد با مشی کلی فیلم دیدنی است. عدم دادن اظلاعات درست، جزئیات غیرمرتبطی که ضرفا سبب نماید شدن ریتم فیلـم شده اند، تا یاری به فرد پردازی، سبب می شود که مخاطب بین خود جهان ی این کاراکتر یک دیواری را بکشد. به راحتی با او همذات پنداری نکرده او را در قامت یک اسطوره خسته باور نکند. می بایست بدانیم که تماشچنانچه در طول تماشای فیلم جذاب ، صرفا به دنبال بهانه ای است تا از این جهان دل بکند. متاسفانه فیلـم جدید موتمن، از همان ابتدا بهانه های زیاد ی را به دست تماشاگرش می دهد.

همه این موارد سبب می شوند که این کاراکتر رفتارش، کارکردی فاصله گذارانه برای تماشاگر پیدا نماید . حال بماند که محیط بی زمان و بی محل فیلم جذاب سبب می شود که ما از جهان ی کارگری نیز صرفا دکور را شاهد باشیم. در بعد دیگر این کاراکتر دچار درگیری ای داخلی است. ما با او به خانه اش می رویم. و یا به تعبیری دیگر به ذهنش. خانه ای که در لحاظاتی عجیب پر حس است. اما این حس در ادامه به دلیل نبود هدف معین ی از پرداختش، رو به تکرار می نهد. عشق امر دور از دسترس نیست. بعضی وقتها ما در حرف ها و نوشته هایمان آنقدر به عشق رنگ و بویی والا و گاها عرفانی می دهیم که به شدت دور از دسترس می شود. در حالی که عشق در دل همین اکت های آسان روزمره است. همین صبحانه و ناهار میل کردن ها. همین گفت و گوهای آسان روزانه که در اثر نبرخي درست عمیق، می توان زیبا ترین عشق ها را از درونش بیرون آورد. ولی فیلم جذاب به این وهله نمی رسد، زیرا کاراکتر زنش صرفا یک مـدل است برای قاب بندی ها. ابدا نه تعریف می شود، نه به وهله معرفت می رسد. گویا صرفا وجود دارد تا مرد نسبت به او عشق ورزی نماید . به مفهوم وجود مستقلی در جهان فیلم جذاب ندارد. بلکه صرفا یک شبه ابژه برای مرد است. وسیله جهت ارضای حس. به همین دلیل است که آن سکانس های شوخ و شنگ کنار راه آهن که قرار است عاشقـانه باشند، و به آن نیمکت کنار ریل هویت معین ی را بدهند، کاملا کارت پستالی و سانتی مانتال جلوه می کنند.

از طرفی دیگر مراودات بین کاراکتر اصلی و همسرش، فاقد جزئیاتی است که بتواند ما را در مسیر تعمیق بیشتر نسبت به این دو کاراکتر و رابطه شان کمک نماید . پس کسل کننده می شوند و بی ربط. حال در این بین فیلـم برای پرکردن این خلا ها، دست به روایت خرده پیرنگ هایی می زند که عجیب توسط فیلم جالب ساز بدون پرداخت معین ی رها می شوند. برای مثال خرده جریان برادر زن کشته شده، به شدت روی هوا می ماند. ویا درگیری های این کاراکتر در محیط کارگاه. یا خط کمرنگی که رئیس آن کارگاه در فیلـم دارد . یا جریان خانواده میترا حجار غیره.. . فیلم جالب تمرکز چندانی بر روایت های فرعی اش ندارد . و همین امر باعث افت ریتم می شود . از نیمه ما شاهد ورود کاراکتر نو ی هستیم. زنی با گیم میترا حجار. که از همان ابتدا نظرگیم های بین او و کاراکتر اصلی ، برای مان عجیب جلوه می نماید . فیلم جالب بعد از مقدمه چینی های فراوان کشدار، نهایتا به وهله ایجاد رابطه بین این دو می پردازند، نسبتا در همان سوم پایانی است که ما با حقیقت خیال بودن زن مرد مواجهه می شویم. می توان این ایراد را به میزان سن ها دکوپاژ های موتمن گرفت که در محیط خیال و واقعیت، کاملا یکسان هستند و از نقظه دید مشترک برخورداند. این درحالی است که عملا ما باید شاهد فرق ی در بین این دو ساحت، چه در کارگردانی، و چه در ریتم و تدوین می بودیم. شروع رابطه جدید با فلاش بک های پایانی به شدت غیرقابل باور است. آیا درگیری های داخلی این مرد حل شد؟ در نهایت قضیه مرگ زن چه بود؟ مرد برای چه دستگاه را قطع می نماید ؟ این کشتن از روی دلسوزی می آید؟ یا اینکه این کاراکتر در حرکتی ” آمور” وار می خواهد با این کار جلوی زجر کشیدن همسرش را بگیرد و به اصطلاح از رفیق داشتن می آید؟ او با چه پیش زمینه ای تن به رابطه می دهد؟ * فیلم دیدنی موتمن در نهایت در دل چند قاب خوب و عکس برداری درجه فیلم دیدنی بردارش باقی می ماند. نمی تواند فراتر رود. موتمن برای کاراکتر هایش داستان نمی گوید، و صرفا آن ها را محملی کرده جهت نوستالوژی بازی های در محیط ژانر ی که به آن علاقه دارد.

نقد و نقد فیلم جذاب «قاعده تصادف»

کارگردان: بهنام بهزادی

بازیگران:

اشکان خطیبی، مهرداد صدیقیان، بهاران بنی احمدی، محمد رضا غفاری، الهه حصاری، مارتین شمعون پور و… با حضور: امیر جعفری، سروش صحت امید روحانی.

خلاصه جریان :

فیلم جذاب به ارتباطات بین جوانان با یکدیگر و والدینشان می پردازد

دانلود فیلم ایرانی

دانلود فیلم ایرانی,دانلود فیلم ایرانی,دانلود فیلم ایرانی

بهنام بهزادی با گذشت پنج سال از تولید و ساخت فیلـم اولش به مفهوم تنها دو بار زندگی می کنیم این بار ما را با اثری مفرق با فیلم دیدنی قبلی اش اما موثر موجه کرده است. بهزادی با دست گذاشتن روی سوژه ای اجتماعی با داستانی خطی روایتی رئال از زندگی، نوید فیلم زیبا ی دیگر از نوع ی را داد که چند سالی است در تلویزیون ایران و با فیلم جالب هایی چون فیلم زیبا های اصغر فرهادی پرورده شده است.

از فیلـم می توان چندین برداشت کرد. می توان آن را ادای دینی به تئاتر دانست. می توان آن را درباره دغدغه های نسل جوان امروز درگیری هایشان با والدینشان به شمار آورد. می توان آن را درباره فرق ها برخوردهایی که این جوانان در بین خودشان دارند، دانست. در فیلم جالب حتی به فرق نبرخي که به جنس زن وجود دارد گریزی زده می شود. اما ادای دین به تئاتر لایه رویین ظاهری فیلم دیدنی است که در خلال تلاش های چند جوان جهت به اجرا بردن تئاتری در جشنواره ای خارجی و موارد سر راهشان نشان داده می شود. این که جهت داشتن مکانی مناسب تست مساله دارند، این که جهت حضـور در جشنواره ای خارجی باید از هفت خان رستم عبور کنند، این که نگاه برخي اقشار به تئاتر اهالی آن، نگاهي بد است. ولی تمام این ها دغدغه ای جدی برای بهزادی نبوده و فقط در خلال جریان مهم و روایت داخلی فیلم جالب به آن ها اشاره ای داشته است. روایتی که در آن از بازیگرانی گمنام کمتر شناخته شده استفاده کرده تا از دغدغه های آنان بگوید و بر خلاف معمول این گونه فیلم جذاب ها، حق را در بسياري از موارد به آن ها بدهد.

فیلم زیبا صبح تا شب چند جوان را نشان می دهد که قرار است به زودی تئاتر را در جشنواره ای خارجی به نمایش درآورند. در این بین پدر شهرزاد (با بازی امیر جعفری) از رفتن یک دختر ش به خارج از کشور جلوگیری می نماید این باعث به پدیدار شدن موارد ی می شود که کل گروه را تهدید می نماید .

فیلم جذاب ، بر خلاف آن چه که همـواره دیده ایم، نسل امروز را محکم و مسئولیت پذیر در مساوی غلط اتی که مرتکب شده است نشان می دهد. شهرزاد یک دختر ی است مسئول در مساوی خانواده، راستگو، ساده صادق، فردی که سعی می نماید احترام پدر را تا جایی که امکان دارد، نگه دارد. اما زیر بار حرف زور نمی رود. پدر مثل بسياري از خانواده های ایرانی، استرس هایی جهت فرزندش دارد ولی این دلیل محکمی نیست برای جلوگیری از ورود فرزند به جامعه و انجام کاری که به آن عشق می ورزد و در این میان، بازنده اصلی هم پدر است.

فیلـم به صآسان نشان می دهد که بر خلاف تصوری که گاهي والدین سنتی به این گونه گروه های دوستی دارند، این ها عده ای جوان می باشند ، که به خاطر یک کار مشترک گرد هم آمده اند این باعث به پدیدار شدن دوستی عمیقی بین آن ها شده که همان در انتها باعث می شود برای شهرزاد شجاعتی که به خرج داده، فداکاری کنند. این ها بزهکار یا کافر یا خوش گذران نیستند. احتمالا سردرگمی هایی در زندگی داشته باشند، شاید غلط اتی داشته باشند، اما تمام آدم ها دچار همین لغزش ها نمی شوند؟

تلاش شده تا بازیگـران جوان فیلم دیدنی ، تمام به اندازه در این اثر نقش داشته باشند. در طول فیلم زیبا ، سری ی از شخصیت هر کدام نشان داده می شود.این که هر کدام به یک نوعی یا از جانب خانواده طرد شده اند یا برای اینکه هم خانواده را داشته باشند، زندگی مورد علاقه خود را به دروغ یا پنهان کاری روی آورده اند.

به احتمال زیاد ً گفته خواهد شد که بهزادی در تولید و ساخت فیلم دیدنی ش نیم نگاهي به درباره الی تولید و ساخته اصغر فرهادی داشته است. عده ای جوان در یک خانه نشان داده می شوند، با شیوه فیلم زیبا برداری دوربین روی دست به خاطر مساله فیلم دیدنی نوع بحث های پایانی بازیگران، درمورد الی جهت مخاطب تداعی می شود. اما این به نظر من، آن گونه که خیلی ها بولدش می کنند، مساله بغرنجی نیست. با اهمیت این است که فیلم جالب ، حرف خودش را می زند و چه اشکالی دارد چنانچه برای سکانس های خود، حتی زوایای دوربین نوع چرخش ها از فیلم زیبا دیگری الهام گرفته باشد.

فیلم زیبا برداری به صورت سکانس پلان است مثل تئاتر، کات ندارد سکانس ها زیاد است. این کار را جهت بازیگران و دیگر عوامل مساله کرده است، ولی حس تماشای یک تئاتر را به بیننده منتقل می نماید .

احتمالا بتوان گفت که شخصیت پردازی فیلم دیدنی ضعیف بوده و می شد که روی بعضی از فرد ها مثل شخصیت جالب مارتین که برای مخاطب هم جذابیت داشت، مانور زیادتری داده شود، یا فرد سروش صحت در نقش عموی شهرزاد به نظر کاملاً زائد و بدون پرداخت دقیق بود. امیر جعفری باز هم در نقش مفرق ی که از خود نشان داد، درخشید. پدری با گرایش های مذهبی سنتی که مثل بسیار زیاد از پدرهای امروز بین تعصبات خود و روشنفکری دست پا می زند. و در انتها فقط کسی که مستاصل تنها ماند، بدون اینکه دانسته باشد، چه کاری درست است، همان پدر بود.

این تهیه و تولید دوم بهنام بهزادی است که باوجود این که خالی از اشکال نبود ولی در جشنواره امسال از تعدادی از کارگردانان مالک نام سبقت گرفت و نوید روزهای بهتر ی را جهت این کارگردان جوان خوش ذوق داد.

متن آهنگ دیوونه منم مسعود سعیدی

دانلود فیلم ایرانی

متن موسیقی دیوونه منم مسعود سعیدی
Lyrics Music Masoud Saeedi Divooneh Manam

ترانه شعر موسیقی دیوونه منم مسعود سعیدی
دیوونه منم , عمریه با خیالت روزامو میگذرونم تو چشم ت این آدم ا یه سرگردونه دیوونم
عکسات رو مثله هر شب تو آغوشم میگیرم من بهتر م اما بی تو هر ثانیه میمیرم
دیوونه منم نباشی بی تو میشکنم نبینم اون غمه تو رو اگه میخوای بگی برو تو این روزا که پر غمم
دیوونه منم تویی دلیل ه بودنم دل از نگاهت نمیکنم بدون تا زمان مردنم اونی که عاشقه منم
اونی که عاشقه منم , دیوونه منم , دیوونه منم
تکست موسیقی دیوونه منم مسعود سعیدی
میدونی عشقم به تو از عمقه وجودمه از حسی که به تو دارم هر چقدر بگم باز کمه
سهم من از این جهان اشکهای شبونمه زمان ی که نباشی تنهایی همخونمه
دیوونه منم نباشی بی تو میشکنم نبینم اون غمه تو رو اگه میخوای بگی برو تو این روزا که پر غمم
دیوونه منم تویی دلیل ه بودنم دل از نگاهت نمیکنم بدون تا زمان مردنم
اونی که عاشقه منم , اونی که عاشقه منم
**

گزارشات مطالعات تازه: گوش کردن موسیقی غمگین ما را خوشحال تر می کند

دانلود آهنگ جدید

نتایج تحقیقی تازه نشان داده که گوش دادن موسیقی های غمگین منجر به ظهور احساس ات مثبت و شادمان کننده در ما می شود. اگر این نتیجه صحیح باشد با کلیه تصوراتی که تا به حال در خصوص گوش کردن موسیقی های غمزده داشته ایم مفرق خواهد بود.

نتیجه این تحقیق در نشریه PLOS ONE انتشار شده است. در این تحقیق که در دانش کده برلین انجام شده از ۷۲۲ نفر در همه جهان نظرسنجی ای انجام شده است. در بخشی از این نظرسنجی از شرکـت کنندگان خواسته شده که به موسیقی ی غمگین گوش کننده و بعد از آن اثرات مثبت در روحیه این افراد مشاهده شده است.

در نتیجه گیری این تحقیق آمده که به نظر می رسد تاثیر موسیقی های غمگین روی ما ظهور حس ات مثبت از طریق تنظیم خلق خوی بد مان است.

به زبان دیگر، بر طبق این تحقیق، موسیقی های غمگین مجموعه ای پیچیده ولی مثبت از احساس ات ما را برانگیخته می کنند. اکثرا کمپانی کنندگان در این تحقیق گفته اند که موزیک های غمگین خاطراتی ویِژگزینشه یا خوش را در و مکانی ویِژگزینشه برای آنها زنده کرده اند. همين طور گاهي از آنها از اینکه حس ات مثبت و آرامش بیشتری به واسطه گوش دادن به این موسیقی ها در آنها برانگیخته شده، شگفت زده شده اند. و حداقل سه نفر از این افراد اعلام کرده اند که همه این حس ات را با شنیدن مجدد این موزیک ها حس کرده اند.

نگارندگان این تحقیق نتیجه گرفته اند که این سبک موسیقی می تواند به ما در کار کردن روی برخي موارد ویِژگزینشه روحی کمک کند، براي چه که اثر موزیک روی تصورات احساس ات ما بسیار زیاد عمیق به نظر می رسد.

همين طور در این تحقیق بر روی نقشی که موزیک ‌ویرایش ی می تواند بر روی ویرایش احساس ات و ظهور حس ات مثبت بیشتر در ما داشته باشد هم بحث شده. با نتیجه این نقد می توان بر روی افرادی که از ناپایداری احساس ی رنج می برند، با مصرف از سبک های خاصی از موسیقی احساس ات مثبت بیشتری القا کرد. موزیک جهت این افراد می تواند نقشی بازبینی گر و تثبیت کننده جهت احساس اتشان گیم کند.

پس دفعه بعد که شما در زندگی با موقعیتی ناآسان کننده مواجه شدید، ممکن است گوش دادن یک موزیک غمگین یا نه‌چندان شاد مانند Moonlight Sonata از بتهوون (که مورد علاقه مجموعه کنندگان این تحقیق بوده) بتواند حال شما را هم تا حدودی بازبینی بخشد.

تحلیل فیلم ماشینی بودن/ ماشینی شدن

خوانش روانکاوانه فیلم جذاب Ex Machina


دانلود فیلم ایرانی

ما در زمانه ای زندگی می­کنیم که بطور همیشگی و در هر لحظه در معرض پدیده های جدید تکنولوژی های نوین قرار می­گیریم. تکنولوژی هایی که به طرز فزاینده ای در زندگی مان نفوذ گسترش می­یابد بر افکار، گفتار، رفتارها و روش های زندگی ما اثر می­گذارد. این گسترش تکنولوژیک در همه حوزه های ارتباطی، صنعتی، پزشکی، مهندسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و … در حال شکل گیری و تکامل روزافزون است. اما یکی از این صنایع حائز ارزش ، صنعت رباتیک است که گستره فرد د وسیع ی دارد؛ از مصارف خانگی گرفته تا فرد د در کارخانجات عظیم. روبات ها یا به تعبیر دیگر هوش مصنوعی که روز به روز به پیشرفت و توسعه خود ادامه میدهد، یکی از تمایلات آرزوهای بشری است که از مدتها قبل ذهن او را به خود مشغول داشته: چه می شود چنانچه دستبعضی باشد که بطور اتوماتیک درها را باز بسته نماید ؟ چه می شود چنانچه اتومبیل ی باشد که بطور اتوماتیک دمای هوای خانه را کنترل و تنظیم نماید ؟ چه می شود اگر اتومبیل ی باشد که بدون دخالت فیزیکی کاربر حرکت نماید و خودش مسیریابی نماید ؟ چه می شود چنانچه روبات آدم نمایی باشد که تمام کارهای خانه را انجام دهد؟ و … بسياري از این تصورات که زمانی غیرقابل دستیابی بوده اند اینک رنگ حقیقت یافته اند. ولی این گسترش تکنولوژیک وجه خطرناکی هم دارد: چه می شود اگر روزی هوش مصنوعی بر آدم غلبه نماید ؟ تصور بکنید روزی هوش مصنوعی آنقدر پیشرفت نماید که از آدم فراتر رود و او را تحت سلطه خود درآورد. همان گونه که ایلان ماسک می­گوید : « هوش مصنوعی بزرگترین تهدید علیه بشر خواهد بود». آزمون تورینگ که یکی از مهمترین موارد مربوط به این حوزه است بر این امر تأکید دارد که اگر در گفتگو و مصاحبت با اتومبیل فرق ی بین آن آدم حس نشود – به عبارتی نتوان اتومبیل بودن آن را تشخیص داد – به معنای موفق یت آزمون تحقق هوش مصنوعی کامل است.
آلکس گارلند در نخستین فیلـم بلند به سراغ یکی از جنجالی ترین پدیده های تاریخ بشری، آزمون تورینگ رفته با نبرخي مفرق به این مسئله پرداخته است. فیلـم Ex Machina در ترجمه های مختلف ی به فرااتومبیل ، اکس ماکینا، اکس اتومبیل ا و … برگردانده شده که هر کدام از این تعابیر می­توانند کارکرد معنایی صحیحی در زمینه مورد بحث و تحلیل خود داشته باشند. ولی نگارنده در این متن تلاش می­کند تا با به کارگیری اصل واژه Ex Machina (یا تلفظ فارسی آن اکس اتومبیل ا) و از منظری روانکاوانه به معنای فیلم دیدنی عنوان آن بپردازد.
داخل مایه فیلم دیدنی مدل توپوگرافیک ساختار روحی فروید
زیگموند فروید که به عنوان بنیانگذار علم روانکاوی یکی از تأثیرگذارترین چهره های قرن بیستم شناخته می شود ، اولین فردی بود که نظام ذهنی آدم را طبقه بندی کرد کلمه «ناخودآگاه» را که پیش از او صرفا به عنوان بخشی از فرایندهای ذهن که موضوع توجه بخش خودآگاه قرار ندارد می­دانستند، به مفهومی وسیع یکی از نظام های سه گانه ذهن آدم ارتقاء داد.
۱- نظام خودآگاه (CS: Conscious System)
2- نظام پیش­آگاه (PCS: Pre-Conscious System)
3- نظام ناخودآگاه (UCS: Unconscious System)
ایده ها، افکار و احساس ات مخفی در ذهن آدم از نظر توپوگرافیک در نظام ناخودآگاه (UCS) قرار می­گیرد. جهت آن که وارد وهله پیش­آبرخي (PCS) و آبرخي (CS) شود بایستی از آزمون سانسور یا وهله سرکوب گذر نماید . که چنانچه در این امر خوب شود قابلیت ورود به ضمیر آگاه را خواهند یافت (پیش­آگاهی) و چنانچه در آزمون سانسور این وهله نیز خوب شود وارد ضمیر آگاه (CS) می­شود. این ایده ها، افکار و حس ات نهفته بایستی در نظام آبرخي تجلی گاه یا ابژه ای بیابند تا امکان ظهور بیابند، در غیر اینصورت در وهله پیش­آبعضی باقی مانده یا سرکوب شده و به ضمیر ناخودآگاه وا پس رانده می شود . به عنوان مثال غریزه جنسی به عنوان یکی از تمایلات مخفی در ناخودآگاه تا زمانی که ابژه میل را در جهان بیرون نیابد امکان ظهور نمی­یابد، و یا در پیش­آبرخي باقی می­ماند یا از طریق ساز و کارهای سرکوب به ضمیر ناخودآگاه واپس رانده می شود و ممکن اسبت در قالب اضطراب روانی در سوژه (فرد) ظهور نماید . اما ضمیر ناخودآگاه تنها اهمیت تمایلات نبوده و رویاها، خاطرات پنهان کودکی و کنش های لغزشی (لغزش­های زبانی، تپق ها، غلط در یادآوری خاطرات …) را هم حاوی می شود . اما در این متن موضوع بحث آن دسته از تمایلات سرکوب شده ای است که راه نفوذ به سطح خودآبرخي را می­یابند. نفوذی که گاه می­تواند مسبب رخدادهای ناگواری گردد.
با نگاه به نماهای آغازین و پایانی فیلم جذاب ، و دقت در تناظر معنادار آنها می­توان همین سیر حرکت از ناخودآگاه به خودآگاه را مشاهده نمود. گارلند با طرح مساله آزمون تورینگ فقط قصد به عکس کشیدن آینده هوش مصنوعی، اتومبیل ی شدن و عواقب ناخوشایند آن را ندارد. بلکه عکس اسفناکی از اتومبیل ی شدن آدم عصر حاضر به نمایش می­گذارد. در ابتدای فیلم دیدنی شاهد تصاویر انعکاس تصاویر (در شیشه ها) کارمندانی هستیم که بصورت اتومبیل وار کار می­کنند. هر کدام در اتاقک خود پشت سیـستم نشسته مشغول کار است، یا مدام به این طرف آن طرف میروند. در ادامه با کلیب (دامنال گلیسون) ناتان (اسکار آیزاک) آشنا می­شویم. شخصیت هایی تنها، بدون قبلی ه هویتی، خانوادگی و اجتماعی معین که در مکانی ایزوله جهت انجام آزمون تورینگ با یکدیگر ملاقات می­کنند. ناتان دانشمند تنهایی است که در لابراتوار بزرگ فقط زندگی می­کند. کلیب جوان نابغه ای است که دوست و خانواده ای ندارد، و به عنوان همکار ناتان در این آزمون به این لابراتوار آمده. این تصاویر، نمایش وضعیت مکانیکی اتومبیل ی داخلی شده ای است که در ناخودآگاه آدم ثبت شده است. آدم هایی که در ناخودآگاه به اتومبیل ی بدون احساس فاقد هویت معین تبدیل شده اند. اما طولی نمیکشد که فرد ایوا (آلیشیا ویکاندر) این وضعیت اتومبیل ی را به سطح خودآگاه می­رساند. زمانی که با شکست دادن ناتان، خالق خود، و نیز تحت تأثیر قرار دادن کلیب با سوء مصرف از احساس ات جنسی اش از سد حصار پیرامون (همان ضمیر ناخودآگاه ذهن) می­گذرد راهی جهان ی خارج می شود . اما این میل ناخودآگاه به مفهومتلاش ایوا برای خارج ساختن وضعیت اتومبیل ی از ضمیر ناخودآگاه و ورودش به نظام خودآگاه، همان گونه که اشاره شد نیاز به ابژه ای در جهان ی بیرون دارد. ایوا این ابژه/ صورت را در کمدهای اتاق ناتان می­یابد. برای خود پوسته ای آدم ی می­یابد. مواجهه ایوا با نقاب صورت خود که بر دیوار راهرو آویخته شده، مواجهه میل با ابژه در جهان ی بیرونی است. اکنون ایوا با کشتن ناتان حبس کلیب، از آن محیط ایزوله خارج می شود . با همان هلیکوپتری که کلیب را به اینجا آورده بود خارج می شود . در نمای پایانی انعکاس سایه های آدم هایی را می­بینیم که در یکی از معابر شهری مشغول رفت و آمدند. و ایوا جلوه گاه اتومبیل ی شدن آدم است که به سطح خودآگاه رسیده و آن آینده خطرناک گویی به وقوع پیوسته است. همان آینده ای که در ناخودآگاه حال ما جریان دارد منتظر راه نفوذی است تا آثار مخرب را بر جای گذارد. حال با نگاه دوباره به عنوان فیلم دیدنی Ex Machina می­توان Ex را بصورت پیشوند دلالتگر وضعیت قبلی در زبان انگلیسی دانست. و Ex Machina را به نوعی اتومبیل ی شدن قبلی (در ناخودآگاه) معنا کرد. از آنجایی که از لحاظ زیبا شناسی واژگان معادل فارسی مناسبی به نظر نمی­رسد، به همان Ex Machina (یا اکس اتومبیل ا) بسنده می­کنیم.
شخصیت شناسی فیلم زیبا مدل ساختاری فرد فروید
بنا بر نظر فروید، فرد آدم از سه عنصر نهاد (اید)، (اگو) فراخود (سوپراگو) تشکیل یافته است.
نهاد (اید)، تنها مولفه شخصیت است که از بدو تولد حضـور دارد. این جنبه از شخصیت کاملاً‌ ناهشیار (ناخودآگاه) است و حاوی غرایز رفتارهای ابتدایی می‌باشد. به عقیده فروید، نهاد منبع تمام انرژی‌های روحی است مولفه ابتدایی شخصیت است. نهاد، تحت تسلط اصل لذت است در صدد ارضاء آنی تمام تمایلات ، خواسته‌ها و نیازهاست. اگر این نیازها فوراً برآورده نشوند، نتیجه‌اش اضطراب و تنش خواهد بود. با وجود این، ارضاء آنی این نیازها همواره عملی یا واقعگرایانه نیست. چنانچه ما کاملاً تحت تسلط اصل لذت باشیم، ممکن است به قاپیدن چیزهایی که می‌خواهیم از دست افراد دیگر اقدام کنیم تا نیاز خود را برآورده سازیم. این نوع رفتار هم از نظر اجتماعی غیرقابل پذیرش است هم نوعی رفتار ایذائی است.
خود (اگو)، آن مولفه از فرد است که بر طبق اصل واقعیت عمل می‌کند. به عقیده فروید، خود از نهاد به وجود می‌آید باعث می‌شود که سائق‌های غریزی برآمده از نهاد بتوانند به شکل قابل قبول‌تری در جهان ی واقعی بیان گردند. اصل واقعیت، ویژگی ها معایب یا خاصیت و زیان هر كار را پیش از تصمیم‌گیری به انجام یا عدم انجام آن می‌سنجد. در بسياري موارد ، تمایلات نهاد قابل برآورده ساختن می باشند امّا با تاخیر … خود، سرانجام به آن رفتار اجازه ظهور می‌دهد امّا در زمان و محل مناسب. همين طور باعث تخلیه تنش‌های به وجود آمده ناشی از تمایلات برآورده نشده می‌باشد.
فراخود (سوپراگو) آن جنبه از شخصیت است که در بردارنده تمام ایده‌آل‌ها استانداردهای اخلاقی داخلی است که ما از والدین جامعه کسب می‌کنیم. فراخود راهنمای قضاوت ماست. فراخود خود دو بخش است:
خودِ آرمانی: حاوی قواعد استانداردها جهت رفتارهای خوب . این رفتارها حاوی رفتارهایی هستند که مورد تائید والدین دیگر فرد ‌های بانفوذ می‌باشند. اطاعت از این قواعد به احساس غرور، ارزش و رضایت‌مندی می‌انجامد.
وجدان: حاوی اطلاعاتی در مورد چیزهایی که توسط والدین جامعه، بد پنداشته می‌شوند. این رفتارها معمولا ممنوع هستند و به پیامدهای بد، تنبیه، جریمه یا احساس گناه منجر می‌شوند.
فراخود در جهت تکامل بخشیدن به رفتار عمل می‌کند. تمام تمایلات غیرقابل قبول نهاد را سرکوب می‌کند و تلاش می‌کند که باعث شود خود بر اساس استانداردهای آرمانی عمل نماید تا قواعد اصول واقعگرایانه . فراخود نیز در ذهن هشیار، در ذهن نیمه‌هشیار و هم در ذهن ناهشیار حضـور دارد.
با توجه به تعاریف بالا به آسانی می‌توان دید که چه تعارضاتی ممکن است بین نهاد، خود و فراخود به وجود آید. فروید از جمله «نیرومندی خود» برای اشاره به توانایی کارکردی خود، علیرغـم این نیروهای معارض، مصرف می‌کرد. فردی با «نیرومندی خود» مناسب قادر است این فشارها را به نحو تاثیر گذار ی مدیریت نماید . میزان زیاد زیاد «نیرومندی خود» باعث انعطاف پذیری زیاد میزان بسیار زیاد کم «نیرومندی خود» باعث آشفتگی و اختلال خیلی می­گردد. به عقیده فروید، کلید در اختیار داشتن یک فرد سالم، برقراری حفظ تعادل بین نهاد، خود و فراخود است.
فرد های فیلم جالب در محل ایزوله لابراتوار که همان ساختار روانی آدم است، هر کدام نقش یکی از سه عنصر سازنده شخصیت ی او را ایفا می­کنند.
ناتان در نقش فراخود عمل می­کند. همان والد/ پدری است که این مجموعه را خلق کرده بایستی ها و نبایستی هایی را برای آن تعریف می­کند. در ابتدای ورود کلیب، قواعد زندگی در آنجا را جهت ش بازگو می­کند. «با دیگه گپ می­زنیم، می­خوریم، می­نوشیم مثل دو تا دوست . نه کارمند کارفرما» در ادامه محل های مجاز و غیرمجاز را برای کلیب مرزبندی می­کند حتی قراردادی جهت امضاء به او می­دهد. از طرف دیگر ایوا دیگر اتومبیل های مجموعه را تحت مدیریت و کنترل خود قرار می­دهد. و حتی به کلیب هشدار میدهد تا مراقب ارتباط خود با ایوا باشد.
ایوا در نقش نهاد عمل می نماید که منبع تمایلات و خواسته های ناخودآگاه آدم است. تلاش می­کند از هر طریقی راه ارضاء تمایلات ش را که قرارگیری در قالب آدم خروج از لابراتوار است، بیابد. از طریق برقراری رابطه با کلیب تحت تأثیر قراردادن او. ایوا میداند که می­توان با تحریک احساس ات جنسی و عاطفی کلیب در این امر موفق شود. پس های جالب می­پوشد و با کشیدن نقاشی دلبری از کلیب سعی دارد اعتماد او را جلب نماید و علیه ناتان (فراخود به عنوان علت سرکوبگر تمایلات ) بشوراندش. مواقعی که برق قطع می شود فرصت مناسبی است که در نبود نظارت فراخود، نهاد خواسته هایش را به خود (کلیب) حقنه نماید . نور سرخ انعکاس تصاویر کلیب و ایوا در یکدیگر، داخل محیط بسته شیشه ای، معادل بصری مناسبی است برای نمایش همسان شدن خود و نهاد، و غرق شدن خود در تمایلات نهاد. جایی که بستر عصیان خود علیه فراخود را فراهم می­کند.
کلیب در نقش خود عمل می­کند. خودی که تحت تأثیر خواسته های نهاد قرار گرفته با عصیان در مساوی فراخود، و در جهت ارضاء تمایلات نهاد به خود ویرانگری میرسد. نگاه بکنید به این که چطور نقشه شکست ناتان را میکشد در صحنه ای به خود آسیب می­رساند. در انتها و بعد از کشته شدن ناتان (فراخود کنترل کننده)، کلیب آن نیرومندی مناسب را نداشته توان کنترل تمایلات ویرانگر ایوا را از دست می­دهد. در این وهله تمایلات سرکوب شده ایوا راه خود را به بیرون می­یابد اثرات ویرانگری به بار می­آورد. و این اثرات همان هشدار ایلان ماسک را بار دیگر به یاد می­آورد «هوش مصنوعی بزرگترین تهدید علیه بشر خواهد بود». این تهدید درون ماست.